کد مقاله کد نشریه سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی نسخه تمام متن
337687 547590 2007 5 صفحه PDF 9 صفحه WORD دانلود کنید
عنوان انگلیسی مقاله
Frequency of ICD-10 Factitious Disorder: Survey of Senior Hospital Consultants and Physicians in Private Practice
ترجمه فارسی عنوان
شیوع دهمین نوع بیماری جهانی مربوط به اختلال ساختگی: بررسی مشاوران بیمارستان عالی رتبه و پزشکان به روش خصوصی
فهرست مطالب مقاله
-شیوه

-ارزیابی

نتایج

ارزیابی میزان شیوع در جدول ۱ گزارش شده است

جدول ۲ علائم و نشانه های اختلال ساختگی را گزارش می کند

نمودار ۱ نشان دهنده سه نشانه گزارش شده رایج در محدوده نظام پزشکی و چگونگی تعمیم آن در میان تمام چهار رشته است.

بحث
ترجمه چکیده
نویسندگان پزشکان را برای برآورد شیوع اختلال ساختگی در میان بیماران خود بررسی کردند. ۲۶ درصد از پزشکان و ۸۳ مشاوران بیمارستان عالی رتبه در طب داخلی، جراحی، عصب شناسی و در زمینه پوستی سهیم بودند. آن ها پرسشنامه ای در مورد ارزیابی شیوع یک ساله اختلال ساختگی را در میان بیمارانشان تکمیل کردند. در این ارزیابی به طور متوسط ۱.۳% (۱۵% -۰.۰۰۰۰۱ ) حاصل شد. تعدادی از بیماران درمان شده با این ارزیابی همبستگی داشتند. متخصصان پوست و اعصاب بیشرین برآورد را داشته اند. یک سوم پزشکان به طور ناقص گزارش کردند. این ارزیابی بر اساس سطح اطلاعات تغییر نکرد. این نوع ارزیابی مهم و قابل قیاس با یافته های اولیه هستند. نویسندگان پیامد های بالینی را مورد بحث قرار می دهند.(روانشناسی 2007; 64-60 :48) دهمین نوع بیماری جهانی (ICD-10) اختلال ساختگی (ICD- 10F68.1) را به عنوان علائم ظاهری و عمدی یا بیماری روانی و جسمی بررسی می کند با این هدف که بتواند نقش بیمار را تجسم کند. این شامل سندروم مانچوآسن می شود اما به شکل ظاهرسازی نیست. به علاوه، راهنمای آماری و تشخیص اختلالات ذهنی بین خودکشی و اختلالات ساختگی تفاوت قائل می شود در شرایطی که بیماران علت اصلی آسیب را پنهان نمی کنند. بر اساس معیار راهنمای آماری و تشخیص اختلالات ذهنی، ممکن است شخصی بر اساس کوچکترین واحد رفتار ناتوانی جسمانی با این نوع بیماری تشخیص داده شود. بر اساس تجربیات، بیماران علائم مربوط به آن را پنهان خواهند کرد بنابراین بررسی بیماریشان غیر متحمل خواهد بود. این مقوله تشخیص درست را مختل خواهد کرد و باعث می شود شرایط برای بررسی تجربی دشوار شود. بنابراین مقوله اختلالات ساختگی گزارش موارد و تنها مورد مطالعه را به طور عمده ترسیم می کند. مسائل اختلالات ساختگی تقریبا در هر زمینه پزشکی به ویژه در طب داخلی، پوستی، عصب شناسی و جراحی توضیح داده شده است. شواهد فراوانی در مورد شدت پتانسیل اختلالات وجود دارد برای نمونه اثر ایزندرث و مکنیل. داده های همه گیر شناسی به ندرت موجود هستند چون اختلال طبیعت مرموز اختلال ساختگی بررسی همه گیر شناسی سنتی را خنثی می کند. کوکالونت و همکارانش 18 مورد گزارش را برای تعداد کلی و نسبی موارد اختلال ساختگی در نمونه های مختلف بالینی مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. تعداد کلی بیماران در این بررسی بیش از 52000 بود. میزان شیوع بیماران تشخیص داده شده مبتلا به اختلالات ساختگی حداقل 032/0 % و حداکثر 39/9 % (معادل وزن 9/0 %) بود. این تفاوت های بزرگ در نتیجه گیری قابل پیش بینی بود، به علت اینکه بررسی ها براساس محیط و نیازهای بیماران و معیار تحقیقاتشان برای روش ها و اختلال ساختگی تفاوت می کند. مشکل دیگر این است که بیشتر مطالعات به روش بازنگری به کار گرفته شده است. بیشتر مطالعات مربوط به بررسی خلاصه های جدول بود که بایستی به جامعیت و ویژگی های اسناد بستگی داشته باشد. تمایل به اسناد اختلال ساختگی مثل تشخیص ممکن است به طور قابل ملاحظه ای تفاوت کند. در نتیجه هیچ تحقیقاتی برای موارد ناشناخته وجود ندارد. درمان کلی برای غلبه بر تمام این مشکلات رفتاری وجود ندارد. با توجه به رفتار ساختگی بیمار که به سختی می توان با او ارتباط برقرار کرد تنها راه درخواست از پزشک مربوطه است. چون این اطلاعات مکتوب توسط پزشک صورت گرفته شده است مزیت استفاده از تعریف استاندارد اختلالات ساختگی را فراهم می کند. علاوه بر این، فرصت را برای پزشکان فراهم می کند تا موارد مشکوک را گزارش کنند که ممکن است در مدارک رسمی پزشکی ثبت نشده باشد. هدف این مطالعه بررسی برآورد پزشکان در مورد شیوع اختلال ساختگی میان بیمارانشان و نیز بررسی تفاوت در برآوردها بین نظام پزشکی و محیط بیمارستان و بیماران سرپایی بود. هم چنین ارتباط بین ارزیابی موجود پزشکان و درجه بندی اطلاعات مکتوب درباره اختلال ساختگی و ارتباط بین آن را بررسی کردیم.
موضوعات مرتبط
علوم پزشکی و سلامت پزشکی و دندانپزشکی روانپزشکی و بهداشت روانی
چکیده انگلیسی

The authors surveyed physicians for frequency estimates of factitious disorder among their patients. Twenty-six physicians in independent practice and 83 senior hospital consultants in internal medicine, surgery, neurology, and dermatology participated. They completed a questionnaire including the estimated 1-year prevalence of factitious disorder among their patients. Frequency estimates averaged 1.3% (0.0001%–15%). The number of patients treated correlated negatively with frequency estimates. Dermatologists and neurologists gave the highest estimations. Onethird of the physicians rated themselves as insufficiently informed. Frequency estimations did not differ by information level. The estimated frequency is substantial and comparable to earlier findings. Authors discuss clinical implications.

ناشر
Database: Elsevier - ScienceDirect (ساینس دایرکت)
Journal: Psychosomatics - Volume 48, Issue 1, January–February 2007, Pages 60–64
نویسندگان
, , , , , ,